این وبلاگ دلنوشته های منه که قرار بود به چاپ برسه ولی نشد امیدوارم از نوشته هام خوشتون بیاد در ضمن اگه نظر بدید خیلی خوش حال میشم
کد Ùx85تØxadرک کردÙx86 عÙx86Ùx88اÙx86 Ùx88ب
-->-->-->اول سلام ببخشید ی چند وقتی نبودم دوم اینکه الان ی چندتا از نوشته های این چند وقتو میزارم براتون خدا کنه خشتون بیاد
برچسب:
نویسنده: سعیده
انقدر برای او مدنش خوشحال شدم که نیومده برگشت
برچسب:
نویسنده: سعیده
من انقدر برای بدست اوردنش وداشتنش گریه کردم که اگر نیاید نمیدانم بیاید جواب چشم هایم را چی بدم.......
برچسب:
نویسنده: سعیده
دلم برایش تنگ است برای داشتنش برای بودنش برای اینکه پیشم باشه که بهم بگه نبینم دلتنگی اخه مگه من موردم؟
برچسب:
نویسنده: سعیده
اهای اونی که فکر میکنی به دونه تو دنیا تموم میشه توهم الکی نزن تازه بدون تو یلی هم خوش میگذره
برچسب:
نویسنده: سعیده
شاید بیاید شاید من را بخواهد شاید...............
برچسب:
نویسنده: سعیده
برچسب:
نویسنده: سعیده
سخت است باشی ولی مال م نباشی کنار دیگری دیدنت سخت است میدانی سخت....
برچسب:
نویسنده: سعیده
برچسب:
نویسنده: سعیده
وقتی رفت خنده بر لب داشت چون من را له کرد
وقتی رفت دستهایش را در هم قلاب کرده بود چون تکه های قلبم در ان بود
وقتی رفت یک کفش تازه داشت چون من ان کفشش را برای این که نرود سوزاندم
وقتی رفت حتی از من خدا حافظی هم نکرد چون دیگری را داشت ولی من از او خداحافظی کردم چون بعد از اون هیچ اویی در زندگیم نبود .................................
برچسب:
نویسنده: سعیده
میروم شاید باورم کند
میروم با چشم های خیس که بداند برایش اشک ریختم
میروم با دست های باز تا بداند از او هیچ چیز با خودم ن بوردم
میروم ولی پا برهنه که بداند ریگی به کفشم نبود
من رفتم بی هیچ ........
برچسب:
نویسنده: سعیده
نمیدانم چرا هوای دلم ابریست چند روز ایست که میغورد ولی خبری از باران نیست هر روز به خودم میگویم صبور باش شاید قرار است باران بیاید و همه ی دلتنگی هایم را بشورد ومن را به اویم نزدیک کند.......................................................................................................................شاید قرار است باران بیاید بران برای دل خوشی من هم که شد ببار.
برچسب:
نویسنده: سعیده
وای که چه روز هایی به عشق امدنت تا صبح چشم بر هم نگذاشتم ولی تو باز هم نیامدی حالا من هیچ لااقل جواب این جاده را بده خسته شده انقدر من را تحمل کرده
برچسب:
نویسنده: سعیده
انقدر ارزوها داشتم که اگه بیایی این کارو میکنمم اون کارو میکنم انقدر که نیا مدی همه ارزوهایم گندید.
برچسب:
نویسنده: سعیده
چشم هام انقدر جای خالیتو دید که دیگه وقتی خودتو از نزدیک میبینم شک میکنم خودتی یا نه.
برچسب:
نویسنده: سعیده